تأثیر خروج نیروی کار افغان بر کسبوکارهای ایران: یک تحلیل جامع و بیطرفانه

نگارنده: محمد قاسم محسنی
طی سالهای اخیر، موضوع حضور و ساماندهی اتباع افغانستانی در ایران به یکی از مسائل محوری در پالیسیگذاریهای اجتماعی و اقتصادی این کشور تبدیل شده است. پس از دههها حضور مهاجران افغانستانی در ایران، پالیسی اخیر جمهوری اسلامی ایران بر اخراج مهاجرین افغانستانی با شعار خروج اتباع غیرمجاز (براساس برخی اخبار منتشر شده تعدادی اتباع مجاز را نیز شامل شده است)، متمرکز شده است. این پالیسی که عمدتاً با شعار و انگیزههای امنیتی و ساماندهی جمعیتی دنبال میشوند، پیامدهای عمیقی بر اقتصاد ایران، بهویژه در بخشهای زیربنایی و کسبوکارهای وابسته به نیروی کار یدی، به همراه خواهند داشت. این مقاله با هدف بررسی تحلیلی و بیطرفانۀ تأثیر خروج نیروی کار افغانستانی بر کسبوکارها در ایران نگاشته شده است. تمرکز اصلی بر تحلیل نقش تاریخی افغانستانیها در اقتصاد ایران، چالشهای ناشی از خروج آنها، و ارائه راهحلهایی برای مدیریت این تحولات است. این بررسی تلاش دارد با نگاهی تحقیقی و بهدور از جهتگیریهای سیاسی، ابعاد مختلف این موضوع را مورد کنکاش قرار دهد.
بخش اول: پیشینه تاریخی حضور افغانستانیها در ایران
۱.۱ آغاز مهاجرت افغانستانیها به ایران
حضور افغانستانیها در ایران بهعنوان مهاجر به دهههای گذشته بازمیگردد و حتی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ نیز وجود داشته است. در دهه ۱۳۵۰، به دلیل رونق اقتصادی ناشی از درآمدهای نفتی در ایران، بسیاری از کارگران افغانستانی بهعنوان نیروی کار ارزانقیمت، وارد بازار کار ایران شدند اما موج اصلی مهاجرت افغانستانیها به ایران پس از آغاز جنگ شوروی در افغانستان در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹ میلادی) شکل گرفت. در این دوره، ناامنی، جنگهای داخلی، و فروپاشی اقتصادی در افغانستان باعث شد میلیونها نفر از این کشور به ایران مهاجرت کنند.
طبق آمارهای اعلان شده، تا سال ۲۰۲۴، تعداد اتباع افغانستانی در ایران بین ۵ تا ۸ میلیون نفر برآورد شده است، که بخش عمدهای از آنها بهعنوان نیروی کار در بخشهای مختلف اقتصادی مشغول به فعالیت بودهاند. این مهاجران، که عمدتاً از اقشار کمدرآمد و غیرماهر بودند، به مشاغلی روی آوردند که به دلیل سختی و دستمزد پایین، کمتر مورد استقبال نیروی کار ایرانی قرار میگرفت.
۱.۲ نقش افغانستانیها در بازار کار ایران
نیروی کار افغانستانی به دلیل ویژگیهایی نظیر دستمزد پایین، تعهد کاری، و عدم توقع از مزایای قانونی مانند بیمه و رخصتی، بهسرعت به یکی از ستونهای اصلی بخشهای زیربنایی اقتصاد ایران تبدیل شد. این نیروها در صنایعی مانند ساختوساز و ساختمانسازی، زراعت، مالداری، کورههای آجرپزی، خدمات شهری (مانند نظافت و جمعآوری زباله)، و همچنین مشاغل صنعتی مانند سنگبری، موبلسازی و چوببری نقش کلیدی ایفا کردهاند. بعضی گزارشات نشان میدهد که در برخی پروژههای ساختمانی اطراف شهرهای بزرگ، درصد بالایی از نیروی کار را مهاجران افغانستانی تشکیل میدهند. در بخش زراعت نیز، فعالیتهای زراعتی بدون حضور این نیروها عملاً با مشکل جدی مواجه خواهند شد.
علاوه بر مشاغل غیرماهر، برخی از افغانستانیها با تحصیلات و مهارتهای تخصصی در حوزههای طب، انجینری، تحقیقاتی، و فرهنگی نیز در ایران فعالیت کردهاند. با این حال، تمرکز این مقاله بر نیروی کار ساده و نیمه ماهر افغانستانی است که بخش عمدهای از مهاجران را تشکیل میدهند.
بخش دوم: ویژگیهای نیروی کار افغانستانی و تأثیر آن بر کسبوکارهای ایران
۲.۱ ویژگیهای نیروی کار افغانستانی
نیروی کار افغانستانی به دلیل ویژگیهایی عمده زیر مورد استقبال کارفرمایان ایرانی قرار گرفته است. این ویژگیها عبارتاند از:
• دستمزد پایین و عدم توقع مزایا: کارگران افغانستانی معمولاً با دستمزدهای پایینتر از حداقلهای قانونی کار میکنند و به دلیل وضعیت قانونی نامشخص، اغلب از مزایایی مانند بیمه و رخصتی محروم هستند.
• تعهد و صداقت کاری: گزارشهای متعدد از کارفرمایان ایرانی نشان میدهد که کارگران افغانستانی به دلیل نیاز به حفظ شغل و تأمین معیشت خانواده، کمتر به رفتارهای غیرحرفهای مانند اعتصاب یا ترک کار روی میآورند.
• آمادگی برای مشاغل سخت: افغانستانیها در مشاغلی که به دلیل سختی یا خطرات بالا کمتر مورد استقبال ایرانیان قرار میگیرند، مانند کار در کورههای آجرپزی، مقنیگری(چاهکنی) و سنگبری نقش کلیدی دارند.
• انعطافپذیری در ساعات کاری: این نیروها اغلب آماده کار در شیفتهای طولانی و شرایط سخت هستند، که برای کارفرمایان در پروژههای فشردهِ زمانی، مزیت محسوب میشود.
۲.۲ وابستگی بخشهای زیربنایی به نیروی کار افغانستانی
بسیاری از بخشهای زیربنایی اقتصاد ایران، از جمله ساختوساز، زراعت، و خدمات شهری، به نیروی کار افغانستانی وابستهاند. به عنوان مثال:
• ساختوساز: طبق برآوردهای میدانی، در پروژههای ساختمانی، بیشتر کارگران را اتباع افغانستانی تشکیل میدهند. این بخش به دلیل نیاز به نیروی کار ارزان و پرتلاش، به شدت به این مهاجران وابسته است.
• زراعت و زراعت: در ولایات زراعتمحور، فعالیتهای زراعتی و باغداری بدون حضور کارگران افغانستانی با چالشهای جدی مواجه میشود.
• خدمات شهری: در شهرهای بزرگ مانند تهران، بخش قابلتوجهی از نیروی کار خدماتی، از جمله نظافت سرکها و جمعآوری زبالهها، توسط افغانستانیها تأمین میشود.
این وابستگی به حدی است که برخی کارشناسان هشدار دادهاند، خروج حجم عظیمی از این نیروها میتواند به توقف پروژههای ساختمانی، افزایش هزینههای تولید، و حتی تورم در برخی کالاها و خدمات منجر شود.
بخش سوم: چالشهای ناشی از خروج نیروی کار افغانستانی
۳.۱ کمبود نیروی کار در بخشهای کلیدی
پالیسیهای اخیر جمهوری اسلامی ایران برای اخراج اتباع غیرمجاز افغانستانی، نگرانیهایی را در مورد کمبود نیروی کار در بخشهای زیربنایی ایجاد کرده است. خروج گسترده این نیروها میتواند به خلأ ناگهانی در بازار کار منجر شود، بهویژه در مشاغلی که ایرانیان به دلیل سختی یا دستمزد پایین تمایلی به انجام آنها ندارند. برای مثال:
در برخی شهرها که طرحهای اخراج با شدت بیشتری اجرا شدهاند، کمبود کارگر در بخشهای ساختمانی و زراعت دیده میشود.
در خدمات شهری، مانند نظافت و جمعآوری زباله، جایگزینی نیروی کار افغانستانی با نیروی کار ایرانی به دلیل عدم تمایل کارگران بومی ایرانی به این مشاغل دشوار است.
۳.۲ افزایش هزینههای تولید
خروج نیروی کار افغانستانی، که معمولاً با دستمزدهای پایینتر کار میکنند، میتواند هزینههای تولید را در بخشهای مختلف افزایش دهد. کارفرمایان ایرانی برای جذب نیروی کار بومی ایرانی ناچار به پرداخت دستمزدهای بالاتر و ارائه مزایای قانونی مانند بیمه خواهند بود. این امر میتواند به افزایش قیمت تمامشده کالاها و خدمات منجر شود و در نهایت به تورم دامن بزند. به عنوان مثال، در بخش ساختوساز، افزایش هزینههای نیروی کار میتواند قیمت مسکن را بالا ببرد، که در شرایط اقتصادی کنونی ایران چالش بزرگی محسوب میشود.
۳.۳ تأثیر بر تولید و شعارهای اقتصادی
طی سالهای اخیر، شعارهای سالانه ایران بر تولید و تقویت اقتصاد داخلی متمرکز بوده است. با اینحال، خروج نیروی کار افغانستانی میتواند این هدف را با چالش مواجه کند. بدون جایگزینی مناسب برای این نیروها، پروژههای تولیدی و ساختمانی ممکن است با تأخیر مواجه شوند یا هزینههای آنها افزایش یابد. این موضوع بهویژه در بخشهایی مانند زراعت و ساختوساز، که به نیروی کار فصلی و ارزان وابستهاند، تأثیر منفی خواهد داشت بخصوص پروژههای بزرگ ساختمانی با خروج نیروی کار افغانستانی با مشکل جدی مواجه خواهند شد.
۳.۴ عدم تمایل نیروی کار ایرانی به مشاغل سخت
یکی از چالشهای کلیدی در جایگزینی نیروی کار افغانستانی، عدم تمایل جوانان ایرانی به مشاغل سخت و کمدرآمد است. با توجه به توقعات بالاتر نیروی کار ایرانی، که اغلب به دنبال مشاغل با درآمد بالاتر و شرایط کاری بهتر هستند، پر کردن خلأ ناشی از خروج افغانستانیها دشوار خواهد بود. برخی کارشناسان معتقدند که حتی با افزایش دستمزدها، تعداد زیادی از نیروی کار جوان ایرانی، به احتمال زیاد وارد این مشاغل سخت نخواهند شد.
بخش چهارم: تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی
۴.۱ پیامدهای اقتصادی
خروج نیروی کار افغانستانی میتواند اثرات چندوجهی بر اقتصاد ایران داشته باشد:
• کاهش بهرهوری در بخشهای کلیدی: بدون نیروی کار ارزان و پرتلاش افغانستانی، بهرهوری در بخشهایی مانند ساختوساز و زراعت کاهش خواهد یافت.
• افزایش تورم: بالا رفتن هزینههای نیروی کار و تولید میتواند به افزایش قیمت کالاها و خدمات منجر شود، که در شرایط اقتصادی کنونی ایران میتواند فشار بیشتری بر اقشار کمدرآمد وارد کند.
۴.۲ پیامدهای اجتماعی
از منظر اجتماعی، خروج گسترده افغانستانیها ممکن است به افزایش شکافهای فرهنگی دامن بزند، بهویژه اگر با تبلیغات منفی یا احساسات ضد مهاجر همراه شود. از سوی دیگر، حضور طولانیمدت افغانستانیها در ایران باعث ایجاد پیوندهای فرهنگی و اجتماعی بین دو ملت شده است، و اخراج ناگهانی میتواند این پیوندها را تضعیف کند.
بخش پنجم: راهحلها و پیشنهادات
۵.۱ ساماندهی نیروی کار افغانستانی
برای کاهش اثرات منفی خروج نیروی کار افغانستانی، ساماندهی این نیروها ضروری است. این ساماندهی میتواند شامل موارد زیر باشد:
• صدور کارت کار موقت: ارائه مجوزهای کاری موقت به مهاجران افغانستانی میتواند هم نظم قانونی را برقرار کند و هم از خروج ناگهانی و حجم عظیم نیروی کار جلوگیری کند.
• اخذ مالیات و بیمه: با قانونی کردن حضور کارگران افغانستانی، دولت میتواند از طریق مالیات و بیمه منابع مالی جدیدی ایجاد کند و در عین حال حقوق اولیه و اساسی این کارگران را تأمین کند.
۵.۲ ایجاد سامانه ثبتنام و طبقهبندی شغلی: تجربه کشورهایی مانند ترکیه و آلمان نشان میدهد که سامانههای ثبتنام و توزیع مجوز کار میتوانند به مدیریت بهتر نیروی کار مهاجر کمک کنند.
نتیجهگیری
حضور نیروی کار افغانستانی در ایران طی دهههای گذشته نقش غیرقابلانکاری در توسعه بخشهای زیربنایی اقتصاد کشور ایران داشته است. ویژگیهایی نظیر دستمزد پایین، تعهد کاری، و آمادگی برای مشاغل سخت، این نیروها را به یکی از ارکان اصلی بازار کار ایران تبدیل کرده است. با این حال، پالیسیهای اخیر برای اخراج اتباع غیرمجاز افغانستانی، اگرچه با انگیزههای امنیتی و ساماندهی جمعیتی دنبال میشود، میتواند چالشهای جدی برای کسبوکارهای ایرانی ایجاد کند. کمبود نیروی کار، افزایش هزینههای تولید، و کاهش بهرهوری از جمله پیامدهای احتمالی این پالیسی هستند.
برای مدیریت این چالشها، پیشنهاد میشود که دولت ایران به جای اخراج گسترده و ناگهانی، رویکردی تدریجی و مبتنی بر ساماندهی را در پیش بگیرد. صدور مجوزهای کاری موقت، اخذ مالیات و بیمه، و تقویت آموزش نیروی کار بومی میتواند به حفظ تعادل در بازار کار کمک کند. علاوه براین، حفظ حقوق انسانی مهاجران و همکاری با نهادهای بینالمللی میتواند این فرآیند را به شکلی عادلانه و پایدار هدایت کند. در نهایت، تصمیمگیری در این حوزه باید با دقت و بهدور از احساسات انجام شود تا هم منافع اقتصادی ایران تأمین شود و هم روابط انسانی و فرهنگی دیرینه بین دو ملت ایران و افغانستانی حفظ گردد.



